تبليغاتX
گنجشک ناتمام

  

زمزمه‫اي در سكوت

بنگر پروانه را

راهبه‫اي در قنوت.

 

...

 

 آرام ، بي كلام

بر خواب من وزيد.

پروانه...
             هي سلام!

 

...

 

 صبح بي رنگ

پروانه ، ناگاه

شعله شد روي خاكستر سنگ.

 

 

+ نوشته شده در شنبه ششم خرداد 1385ساعت 22:11 توسط سيد علي میرافضلی