
مرغان دريايي
در نرمههاي موج.
آرامشي يكدست.
...
و تصوير مرغان دريا
و تصوير خورشيد در آب.
و اين حس مطبوع در من.
...
نه قايقي پيداست
نه مرد ماهيگير.
غوغاي مرغان ميرسد از دور.
....
روايت اول اين شعر كوتاه چنين بود:
يك ماهي كوچك تقلا ميكند در تور.
نه قايقي پيداست
نه مرد ماهيگير.
غوغاي مرغان ميرسد از دور.
يادداشت خانم آموزگار مرا در اين شعر به تأمل بيشتر واداشت و در نهايت حق را به ايشان دادم و سطر اول را حذف كردم تا هم شعري موجزتر شود و هم اقتدار قافيه خودش را بر شعر تحميل نكند.